رویان قدیم در یک نگاه | رویان قدیم در یک نگاه | | چاپ | | ايميل |
| 22 شهريور 1387,ساعت 03:31:00 | |
|
محله هاي قديمي رويان 1-سولده بره (آخرين حد نقطه شرقي شهر رويان غرب پليس راه نور )رودخانه اي که مرز دو شهر نور و کجور را در شرق شهر رويان مشخص مي کند
2-دار خرابه ه (جنب شرقي اردوگاه هايگاشن تا رودخانه بره ,مرز نور و رويان , که مجتمع شهيد رجائي و چند مجتمع در آن واقع است .در گذشته هاي دور زير جاده شوسه بين تپه ئهاي شوشه شني و جاده سراسزي درختان فراواني اعم از تسکا ع انجيلي ,اوجا, در ان منطقه وجود داشت حدود 70 سال پيش مردم شروع به تراشيدن جنگل کردند .به دليل خاک مرغوب به برنجکاري مشغول گرديدند .به علت دارا بودن خاک مرغوب و جنگل زار خرابه معروف بود. حتي بعضي از قديم ها مي گفتند زمان شخم زدن شاليزار پايشان به درختهاي افتاده يا ريشه درخت ميخورد .گويند آب رودخانه بره را با کندن خندقي که از جاده سراسري مي گذشت جهت مشروب کردن زمين هاي زراعتي به پايين جاده مي اوردند . 3- نهر کيله :رودخانه سبزه رود فعلي نهر کيله از پساب زمينهاي زراعتي شهر رويان و روستاي عباسا جاري ميگشت به دليل اينکه نهر کوچکي بود به نهر کيله معروف بود .کيله در اصصلاح محلي رود را گويند .در زبانها است که در گذشته اي نه چندان دور هميشه شهر رويان با خطر سيل گرفتگي مواجه بود .مرحوم حاج عبدالله احمدي نسبت به تعريض رودخانه سبزه رود (نهر کيله ) اقدام نمود که پس از تعريض و وسعت رودخانه ديگر شهر رويان با خطر سيل گرفتگي مواجه نشد . 4- بزه پل (ضلع جنوب شرقي ميدان الغدير و جنب مجتمع تجاري مسکوني رويان ) ضمنت آنکه پسماندهاي آب چاله ها از آن مي گذشت به دليل عبور گوسفندان و بزهاي محلي از آن به بزه پل معروف بود امروز پس از توسعه و تعرصض ميدان الغدير اثري ا زان باقي نيست .ابها از اين پل به کر روخنه مي پيوست . 5-کر روخنه (اين رودخانه از حوالي تعمير گاه مرحوم حاج مصيب کوچکپور شروع و تا سبزه رود در امتداد غرب به شرق بود ادامه داشت ..(کر در اصصلاح محلي و فارسي به آبي گفته ميشود که در آن ميشود طهارت کرد )گويند آب رودخانه از بس که عميق بود و تقريباً هميشه در آن مانده بود کر روخنه شهرت داشت .گويند پس از آنکه کنف ها را برداشت ميکردند در آب اين رودخانه جهت جدا شدن پوست از کنف قرار مي دادند. 6-فک باغ (1-محل احداث مجتمع بزرگ سولار .شمال ميدان الغدير )باغ مرحوم حسين محمدپور که مملو از درختان بيد بوده است . (2-فک باغ ديگري به گفته اهالي در مجتمع فردوس در ضلع شرقي مجتمع عحوالي زمين فوتبال بوده است .که بيد مشک در آن فراوان بوده است . 7-خسرو تپه :(از جاده پلاژقديمي جنب غربي تعمير گاه حاج مصيب کوچکي پور شروع تا خيابان شهيد وارسته جنب کتابخانه عمومي منتهي ميگرديد.خيابان برادران شهيد حسيني غربي و شرقي ) تپه اي در ضلع شمالي شهر رويان از حوالي ميدان الغدير شروع و به رودخانه آقا کيله حوالي محل سکني مرحوم ميرزا بابا مازندراني و فرزندانش ختم مي شد در گذشته جاده شوسه سراسري از آن تپه مي گذشت. مي گويند دفينه هاي زيادي در اطراف آن تپه قرار داشت .تپه فوق از سطح ديگر جاهاي شهر حدود چند متري بيشتري ارتفاع داشت که هم اکنون هم ارتفاعش از ديگر نقاط شهر بلندتر است لدا در زمانيکه بارش فراوان باران سيلاب مي شد و شهر دچار سيل گرفتگي مي گرديد بيشتر مردم شهر به خانه هاي اهالي سکني در آن تپه هاي مرتفع مي رفتند تا از خطر سيل گرفتگي نجات يابند
8-پايين محله ه (انتهاي خيابان شهيد وارسته حوالي دبستان شهيد اشرفي اصفهاني ) در ضلع جنوبي پلاژ شهرداري و شمال خسرو تپه محله اي کوچک که حدود چند خانوار از جمله شيورها (قائمي )طرخانها و مازندرانيها در آن زندگي مي کردند .چون پشت تپه دريا بود به پايين محله شهرت داشت .در اکثر باغهاي اين محله کنف و صيفي جات کشت مي شد . 9- باغبان محله (اطراف کانون شهداي رويان و دبستان آزادي ,ضلع شمالي بازار شهر ) گويند باغ هاي زيادي از جمله پنبه ,کنف ,صيفي جات در آن محل قرار داشت و اکثر مردم انجا باغبان بودند به باغبان محله شهرت داشت. 10-رشتي محله سر (حوالي باغبان محله ضلع شمالي بازار ) چند خانوار از گيلان (آستانه اشرفيه ) به رويان امددند ,چون در ان محله سکني گزيدند به ((رشتي محله سر )) معروف شد .امروز عزيزان گيلاني آقايان به شهرت کاظمي ,نژادي ,پور رمضان نژاد شهروند محسوب و به زبان تبري مسلط و به گويش گيلکي (رشتي ) در منازل خود صحبت مي کنند. 11-چهارشنبه آقاا:(تقريباً ضلع شمال شرقي مجتمع فردوس )در مجتمه مسکوني مجتمع فردوس حدوداً در مرکز يا شمال شرقي مجتمع درخت هاي تنومند بلوط و شمشاد و آزاد بود که به گفته اهالي ,سيدي بزرگوار در آنجا دفن بود . مردم شبهاي جمعه زير درختان بلوط و شمشاد و آزاد که در محل دفن آن سيد بزرگوار قرار داشت چراغ روشن ميکردند و جزء باورهاي ديني مردم بود به نقلي که مردم از ان سيد شفا مي گرفتند .ولي امروز به دليل توسعه مجتمع اثري از آن نيست . 12-لله جارک: (مزارع برنجکاري در ضلع جنوبي شهرک فردوس در حوالي آن مزارع , علاوه بر برنج , نيشکر هم کشت ميشد. ( لله در اصطلاح محلي يعني ني و نيشکر ) 13- اصغر آباد چرخ کلي :(مزارع برنجکاري در ضلع لله جارک که پرنده باز در آن فراوان بود) احتمالا اين مزارع توسط شخصي بنام اصغر احيا گرديد. در اين منطقه درختهاي بلند وجود داشت که چرخها (بازها) روي آن مي نشستند ( باز در اصطلاح محلي چرخ گفته مي شود). 14- رزيابن ( زمين هاي کشاورزي ضلع شرقي مجتمع فردوس و خيابان ورزش فعلي ,زماني تا بازار شهر و حوالي درمانگاه و دبيرستان دخترانه جهاد و پروين اعتصامي ادامه داشت ).زمينهاي کشاورزي بن از 3 طرف طرف محدود به مجتمع هاي مسکوني شه رويان است و صف مزارع هم به دو دليل کشت نمي گردد .دليل اول خشک شدن مزارع کشاورزي در بالا دست ها يعني جنوب اين زمينها و دليل دوم احداث ساختمان در حواشي مزارع برنج کاري ميباشد 15-آقا کيله (رودخانه اي که از کنار مقبره جمشيد کيا سلطان مي گذرد ) اين رودخانه اکنون از کچرود و آب زمينهاي زراعتي آسن کشان و نهره بن منشعب ميگذرد .رودخانه کچرود که از البرز شمالي سرچشمه مي يرد و پس از گذشتن از روستاهاي کاسگر محله و تاشکوه و وصل به پساب زمينهاي آسن کشي و نهر بن چون از کنار مقبره امام زاده شهر ميگذرد و به دريا مي ريزد به آقا کيله معروف ميباشد . 16-خمني (حد فاصل خيابان مسجد جامع و خيابان شهيد کريمي جنب غربي منزل محمد رضا احمدي و علي خلج و شرقي منزل مسکوني مرحمو فضل ا.. احمدي و جنوبي منزل مرحوم ابراهيم حسين زاده و سيد جلال حسيني و شمالي مرحوم علي سياه پشت ) زمين دايره شکلي بود که بچه ها در گذشته در آن جمع مي شدند و به بازيهاي مختلف محلي از جمله کمربند بازي ,عمو زنجير باف,تپ کا ,چليک مارکا... مي پرداختند .خمن در اصصلاح محلي به جاي وسيع و پهن گفته ميشود. 17-سولده محله سر يا سلده محله سر (انتهاي خيابان شهيد کريمي فعلي از تقاطع خيابان چمران به بعد )گويند عده اي از سولده ( شهر نور فعلي )به دلايلي به رويان مهاجرت کردند و در آن محله سکني گزيدند و اين محله به سولده محله سر معروف گرديد.مردم اين محله به کار صيادي و کشاورزي خبره بودند و فاميلي اکثر آنها غلامي , محمدپور,فلاح , طهماسبي و احمدي بود .آن منطقه هنوز هم به مردم شهر نور نسبت فاميلي نزديک دارند 18-شهر پي انجيلي ( ابتداي خيابان شهيد مطهري تا رودخانه بره (مرز نور و رويان )) به دليل اينکه در حاشيه اين خيابان درختهاي شمشاد و درخت انجيلي فراوان قرار داشت به اين نام معروف بوده است .شمشاد در زبان محلي ((شهر )) گفته مي شود و انجيلي هم درخت پيچيده و پر خم ميباشد .بعضي گويند اين منطقه فقط به شهر پي معروف بود . 19-انار کاله پي (خيابان فرهنگ دوم ) به دليل اينکه در منطقه درختهاي فراوان در حاشيه خيابان و حوالي کاله قرار داشت به انار کاله پي معروف بود .(کاله در اصصلاح محلي زميني که در آن محصول نمي کاشتند و مملو از چمن بود .امکان داشت کشاورزان هر ساله به جابجايي زمين جهت کشت بپردازند و اين هم مربوط به قوت (حاصلخيزي )زمين بود .زميني که يکسال کشت نمي گرديد مسلماً سال بعد بهتر کشت ميشد .به چنين زمينهاي کاله مي گفتند. 20- خمن: بين خيابان هاي شهيد مطهري و شهيد کريمي از تقاطع خيابان شهيد چمران به موازات خيابانهاي فرهنگوضلع جنوبي شهرک هاي مطهري و بهشتي تا نزديکيهاي رودخانه بره) زمين وسيع که حدود 20 هکتار بوده و در آن گندم , جو, کنف , پنبه و صيفي جات مي کاشتند در ايام جشن نوروزخصوصا در سيزده بدر اکثر قريب باتفاق مردم شهر اعم از خرد و کلان , زن و مرد در خمن جهت بر پايي جشن در دسته هاي چند نفري دور هم جمع مي شدند و پس از آنکه سبزه هاي عيد را به آب مي انداختندمعمولا پس از صرف غذا در گروههاي مختلف به بازيهاي محلي از جمله از همه معروف تر (( تب کا )) کا شامل يکتوپ نخي و يک چوب بود بشرح زير مي پرداختند.افراد به دو گروه 6 نفري تقسيم مي شدند .6 نفر اول در محلي کهبه کهن ناميده مي شد جمع و از جمع 6 نفر يکنفر توپ نخي در دست داشت و يکنفر چوب بلند به درازي يک متر و 4 نفر ديگر در کنار آنها بودند . 6 نفر بعدي در وسط تا خطي که حدود .5 متري کشيده شده بود و آن محل به گل معروف بود تجمع مي کردند توپ توسط شخص به هوا پرتاپ مي شد و نفر بعدي در کنار وي توپ را مي زد 6 نفروسط اگر توپ را در هوا مي گرفتند دسته اول بازنده بودند و اگر توپ به زمين مي خورد 4 نفر کنار کهن بايد به طرف گل مي رفتند . و آنگاه توسط يکي از شش نفر با دست بدست به آن 4 نفر زده مي شد دسته اي که توپ به آن ها برخورد ميکرد بازنده در غير اينصورت بازي همانند مرحله آغازين ادامه داشت.
21- مک مک پنبه جاري: ( بين فرهنگ 2 و 3 تا رودخانه بره)
گويند در انتهاي خيابانهاي فرهنگ 2 و 3 زمين هايي وجود داشت که در آن پنبه مي کاشتند چون در زمستان ها اردک را جهت گرفتن مرغابي هوايي از اين مکان پرواز مي دادند و اردکها مک مک مي کردند به مک مک پنبه جاري معروف بوده است يا بقولي مرغابي هاي هوايي در پنبه زار فرود مي آمدند و چون مرغابيها مک مک مي کردند به اين نام معروف شد.
22- کتل شني :( انتهاي خيابان فرهنگ 2 )
بين املاک زراعي عباسا , شهر نور و رويان مزارع نيشکر وجود داشت که عبور از آن ها بدليل گل آلود بودن خيلي مشکل بود لذا چوبهاي تنومند را کنار هم قرار مي دادند تا به مزارع نيشکر برسند (کتل چوب بزرگ و شني هم گذاشتن يا قرار دادن ) بنقلي (کل شني هم گويند). 23-شيخ وزن (حوالي کتابخانه رويان و گرمابه ولي عصر ) چشمه اي بود که مردم براي گرفتن آب ,شستن ميت از آن استفاده مي کردند و در سده هاي اخير بچه ها در فصل تابستان در آن شنا مي کردند.امروز هيچ اثري از شخ وزن به دليل ساخت و ساز و خيابان نيست (وزن در اصصلاح محلي به رودخانه اي که سطح آبش کم باشد و رهگذر بتواند براحتي از آن عبور کند )
24- شيخ محله سر (ابتداي خيابانم مسجد جامع )
در اطراف مقبره باستاني جمشيد کيا سلطان عدهاي سکني داشتند که شهرت اکثر مردم آن محله مشايخي ,مشايخ يا شيخي بود و به همين مناسبت به شيخ محله سر معروف بود ضمناً بعضي از انها متولي امام زاده هم بودند .در زبانها است که مشايخ قرآن را خوب مي دانستند .خانوادهاي مشايخي ,رضايي ,محمودي و مالکي منتسب به همين محله هستند .
25-ميان محله ( خيابان شهيد کريمي حوالي منزل حاج قدرت بازيار و جعفر جعفري )
چون در قلب شهر رويان بين دو خيابان امام و مسجد جامع قرار داشت به ميان محله معروف بود از بلندي خيابان امام يا شهيد مطهري اگر سر و صدايي در محله زيرين شنيده مي شد اهالي به همديگر خبر ميدادند .(مين محله سر نمه چي خبره ) يعني در ميان محله حادثه اي رخ داده است .
26-تسکا جارن (ضلع جنوبي جاده سراسري رويان به نور حوالي مجتمع گلستان )
گويند در اين محل درختان تسکا فراوان وجود داشت و به دليل رطوبت و آب , درختها بزرگ نمي شدند و در بعضي از فصول سال محل چراي حيوانات اهلي هم بود .در زمستانها اهالي در اين منطقه به شکار مرغابي و يا پرندگان مهاجر از قبيل سار و (ابيا ) و قرقاول مي پرداختند .نحوه شکار هم با تله بود . که يک چوب از نوع انار يا چوبي که به راحتي خم مي شد به اندازه يک متر حدود 20 سانتي متر در زمين فرو داده مي شد و در 50 سانتي متر چوب , خانه اي با چوبهاي کوچکتر تعبيه مي کردند و با يک چوب ريز به هم قرار ميدادند در روي چوب 1 متري نخ نايلون و...مي بستند و دور خانه تعبيه شده قرار ميداد پايش به نخ گير مي کرد با چوب بلند که به هوا برمي خواست گرفتار مي شد و شکارچيان محلي صبح يا شبها مي رفتند و شکارها را از تله خارج مي کردند .بسياري از مواقع شکار طعمه شغال و روباه مي شد .امروزه هنوز هم در بين اهالي اين نحوه شکار رايج است .
27-فلي مرز کيله (حوالي دبيرستان شهيد توني )
به دليل اينکه از کنار روستاي هندومرز (فلي مرز به اصصلاح محلي ) مي گذشت به فلي مرز کيله بود . 28-آسن کشي :(آسن در حقيقت همان آستان يا آستانه مي باشد و کشان به معني زمينهاي وسيع زراعي گويند .چون اين مزارع در کنار امام زاده قرار داشت به اسن کشي معروف بود .که اين مطلب در دفتر فني استانداري در حدود رويان چنين اورده است : ((محدوده قانوني شهر ...از شمال به دريا ,از جنوب به آستانه کشان ,از غرب به هندومرز و از شرق به پل بره (جدا کننده علمده (رويان فعلي ) و نور محدود ميگردد.)).
29-نهر بن (املاک زراعي ضلع جنوبي خيابان مسجد جامع )
چون اين مزارع زير نهر (رودخانه ) قرار داشت احتمالاً به همين نام معروف شد . 30-خرابه ( زمين هاي زراعي بسيار مرغوب که در انتهاي خيابان مسجد جامع ضلع جنوبي خيابان وصلع به زمين هاي زراي عباسا ميباشد .امروزه بهترين نوع برنج از اين زمينها کشت ميگردد.
31- اسب شورن : : ( حوالي ميدان شهداء فعلي ) شمال منزل مرحوم سيد حسين علوي و مرحوم علي عمران محمود ي و جنوب ساختمان مرحوم اسماعيل محمودزاده . انتهاي خيابان مسجد جامع حوالي پارک شهداء ميداني وسيع بود که چارودار ها در گودال ميدان اسب هاي خود را مي شستند و تيمار مي کردند . علت اينکه اسب شورن در اين محل قرار داشت به دليل تلاقي آن محل با جاده منتهي به جنگل و مزارع و انتهاي شهر بوده است . 32- کور کور سر ر : ( انتهاي خيابان فرهنگ 2 ) محلي بود که شخصي در آ نجا چند گاو داشت و شبها چراغ را اطراف طويله روشن ميکرد و از دور چراغها سو سو مي زدند ( يعني روشني مي دادند ) و به کور کور سر معروف شد کور کور سر يعني نور کم از آ نجا ساطع ميگردد . 33- کور کور سر ر : ( محلي که در قديم شالي (( شلتوک )) راتبديل به برنج ميکردند.) اودنگ مرحوم حاج عبداله واقع در باغبان محله انتهاي رودخانه آقا کيله اودنگ مرحوم حاج مسلم واقع در بازار شهر اطراف صندوق قرض الحسنه ولي عصر اودنگ ضلع شرقي کتابخانه رويان اودنگ ضلع جنوبي آقا کيله حوالي ملک زراعي مرحوم محمد مشايخي و مرحوم فتاح حسين زاده اودنگ اطراف منزل مرحوم رمضان بوستاني گويند وقتي کشاورزان , مزارع شالي را درو مي کردند به نوبت به اودنگ مي رفتند يک تا سه شبانه روز در آنجا بودند و باتفاق اهل منزل ( همسر ) شالي را تبديل به برنج مي کردند . پس از آنکه شالي کوبي به شکل امروزي داير گرديد اودنگ منسوخ گرديد. ضمنا محل تعبيه اودنگ بايد جايي بود که آب به سرعت از آنجا عبور ميکرد.به نوعي که سطح آب تا توربين حدود 6تا 7 متر بايد تيزي داشته باشد تا آب به سرعت به توربين برخورد کند تا توربين ها بچرخند چوب هاي بزرگ بوسيله توربين به بالا و پايين مي آمده و شالي ها که در محوطه اي که سنگ درشت تعبيه شده بود و درونش يا وسطش چاله بود يک کيسه شالي را در آن مي ريختند و چوب بلند که در سرش دندانه ريز آهني داشت روي شالي فرود مي آمد تا اينکه شلتوک را از برنج جدا ميکردند و پس از مصاءب زياد مي توانستند برنج کافي را جهت خوراک بدست آورند .استاد کار معروف استاد قلي درويش معروف به (( رستم قلي))سولدهي بود.
34- او نورده: ( حوالي خيابان شهدا و بازار شهر ) تقريبا اين محله از مجموعه شهر جدا بود تا اينکه بر اثر گسترش شهر وصل به شهر شد . 35- دار کله : ( انتهاي شهرک شهيد بهشتي ضلع جنوب شرقي شهرک بهشتي و انتهاي خيابان فرهنگ 3) در اين منطقه درخت هاي بسيار تنومند به ارتفاع 30 تا 40 متر به قطر 2 تا 3 متر از قرار تسکا و اوجا قرار داشت .صيادان محلي جهت شکار مرغابي در بالاي اين درختان تنومند که مشرف به تمام منطقه از جلگه و دريا بود کلبه اي کوچک تحت نام (( کيمه ))جهت اسکان خود درست مي کردند .در کنار کلبه خود يک لانه به مساحت يک متر مربع تحت نام((پرک )) براي اردکهاي خانگي درست کرده .معمولا دو نفر شکارچي در بالاي درخت از صبح زود در کيمه اسکان پيدا مي کردند و بهمراه خود اردکها را هم به لانه آنها مي بردند .شکارچيان در منزلگاه خود در بالاي درخت کليه آذوقه اعم از نان ,چاي و ... را با خود مي بردند چون امکان داشت که طول روز را در آن محل بالا ي درخت بگذرانند. ضمنا از نظر پوشش هم طوري خود را مي پوشاندند که سردي هوا در آنها نفوذ نکند چون اينکار فقط در فصل پاييز و زمستان بود .آن دو نفر که در بالا ي درخت بودند در حقيقت ديدباني مرغابيها ي دريايي را مي دادند در صورت مشاهده مرغابيها که از سمت دريا بسوي ساحل در پرواز بودند اردکها را که قبلا تعليم داده بودند به طرف مرغابيها به پرواز در مي آوردند اردکها به سمت مرغابيهاي دريايي مي رفتند طوري که آن ها را دور مي زدند و آنها را بسوي ساحل و بسمت کله که در پايين يا چند متري دار کله تعبيه شده بود با خود مي آوردند . -اما کله ( آ بگير ) : در کنار ,آ بگيري به شعاع 10 تا 15 متر دايره مانند درست مي کردند که درونش پر از آب بوده است . دور آن را با چوب تحت نام خال طوري پوشش مي دادند که در زمان فرود آمدن مرغابيها بهمراه اردکها ,مرغابيها متوجه رهگذران نشوند فرار نکنند در دو قسمت اين کله دو چوب بلند بمانند عدد 7 مي کاشتند تا تور ماهيگيري که به چوب بلند وصل بود روي دو چوب هشت مانند قرار گيرد .تور تقريبا" همه محوطه آبگير را مي گرفت ,وقتي مرغابيها بهمراه اردکها به آبگير (کله ) فرود مي آمدند آن دو نفري که در بالاي درخت بودند فرياد مي زدند تور را بکش .دو نفري که در پايين بودند تور را محکم مي کشيدند همه مرغابيها و اردکها در تور گير مي کردند .صيادان فورا"بداخل کله ( آبگير ) مي رفتند و اردکها را از مرغابيها جدا مي کردند . آنگاه مجددا"اردکها را که در پايشان قلابي بود به بالا ي درخت ( دار کله ) با طنابي که از بالا ي درخت به پايين آويزان بود مي فرستادند تا در اين کار شروع مجدد داشته باشند .متاسفانه امروزه اين نحوه شکار مرغابيها ي دريايي در منطقه منسوخ گرديده است . 36-شملي خرابه:((از ترمينال مسافر بري رويان تا کارخانه ادنگ در ضلع جنوبي جاده سراسري) بدليل مرداب و آبخيز بودن منطقه به شملي خرابه معروف بوده است در اين منطقه در حواشي آبخيز انواع کنف ,پنبه, پياز و ديگر صيفي جات کاشته مي شد . 37- شله : (حدودا" ابتداي جنگل رويان و عباسا بعد از زمين هاي زراعتي ) زمين هاي اين منطقه که از درختچه هاي کوتاه از قبيل انجيلي , تسکا , کرات و ...پوشش داده مي شد در تمام سال پر از آب و لجن بود به همين خاطر به شله معروف بوده است .شله در اصطلاح محلي منطقه خيس و نمناک و باتلاقي را گويند . 38- سياه بول : (مرز رويان و عباسا انتهاي رودخانه بره در سرمنشا آبگيري ) گودال هايي که در آن آب جمع مي شد به سياه بول معروف بوده .گويا آبي که در اين گودال ها جمع شده بودبه به چشم سياه مي آمد 39 -حمام کتي : ( ابتداي خيابان مسجد جامع محل حمام فعلي که با سرانه مردم رويان بوسيله هيات امنا مسجد جامع ساخته شده ) حمام قديمي داراي دو استخر ( خزانه ) بود که استخر اولي توسط ديگي بزرگ که در کنار آ ن کاشته شده بود توسط هيزم هايي که در زير آن آتش روشن مي کردند گرم مي شد .صاحبان حمام هر چند روز آب خزانه ها را تعويض ميکردند .حمام قديمي تا چندي پيش بر پا بود . 40- راه مرز پشت : (بالاي سيم برق فشار قوي حوالي منطقه کشاورزي و آستانه کشان ) مردم در روي اين مرزها ( راهروها ) رفت و آمد ميکردند و پشت اين مرزها زراعت گاه آنها بود . 41- توت باغ : حوالي جنوب پلاژ شهرداري تا خيابان خسرو تپه , حوالي منزل قديمي آقا جان بوستاني و مرحوم حاج سيد ابراهيم حسيني و فرزندان و مرحوم عزيز صادقي و مرحوم نوروز علي بازيار و مرحوم سبحان قلي طرخان قرارداشت. در اين باغها درختچه هاي توت فراوان کاشته بودند در زمان برگ دهي ,برگ هاي درخت توت را مي کندند تا کرم هاي ابريشم آن را خورده و به پيله دهي بيانجامد قبلا" در رويان ابريشم طبيعي توليد ميشده که امروزه منسوخ گرديده است . 42- اللهقلي كوره سر : ( انتهاي خيابان فرهنگ 2 ) شخصي در آنجا سكونت داشت كه به شغل ذغال گيري و گاوداري مشغول بود گويند اين شخص از يكي از ييلاقات منطقه به آنجا آمد و كارش همين بود در زبانها است كه نسبت مادري با خانواده محمد پورها در رويان داشته است . 43- شور كيله : ( رودخانه اي در سامان منطقه كشاورزي رويان و عباسا كنار زمين برنجكاري حاج قدرت بازيار ، علي محمد پور ، آقايان كوچكي پور و احمدي ) اين رودخانه از جنگل هاي عباسا سرچشمه مي گيرد كه آبش در تمام فصول شور است و به سبزه رود ( نهر كيله ) و آنگاه به دريا مي ريزد .احتمالا" از سر منشايي كه منشعب مي گردد منطقه از نمك برخوردار است. 44- لله باغ : ( جنب زمين كشاورزي حاج عين ا...محمدي ، علي محمدي و حاج ابوالقاسم احمدي و حوالي خيابان معلم ) لله در اصطلاح محلي ني و نيشكر را گويند ، شايد در اين منطقه نيشكر كشت ميشد . 45- شن كيله : ( حوالي منزل فتح ا... محمودزاده و مرحوم نصرت رستگار و املاك مرحوم عين ا... رمضانپور و املاك زراعي حاج درويش محمودزاده و مرحوم فتاح حسين زاده از جنوب به شمال كه وصل به آقا كيله مي گردد.) در آنجا رودخانه اي بود كه حيواني به نام سمور در اصطلاح محلي ( شنگ ) در كنار رودخانه و دريا منتظر ماهي مي مانند و پس از افتادن ماهي در داخل تور شروع به خوردن آن مي كردند . 46-خمن په تپه : ( حوالي خيابان فرهنگ1 ) در ضلع جنوبي كه ذكرش رفت تپه هاي كوچكي وجود داشت كه به خمن په تپه معروف بود . 47-ميان تپه : ( حوالي خيابان فرهنگ 2 ) بين مزارع برنجكاري و خمن تپه اي كوچك قرار داشت كه به ميان تپه معروف بود . 48- ميان رم : ( از مدرسه حضرت مريم تا فرهنگ 2 و 3 ادامه دارد ). گويند اين منطقه از بس كه تيغ و درخت هاي انجيلي و درخت ال فراوان داشت جوانه هاي فشرده درخت ها امكان گذشت و عبور انسان را از آن نميداد به رم معروف بوده است .(رم در اصطلاح محلي جنگل فشرده پر از تيغ و درخت را گويند ). 49- بز ريش : ( انتهاي زمين كشاورزي آقايان قربان احمدي وصل به زمين هاي عباسا گويند در اين زمين ها علف هايي داشت كه مشابه ريش بز بوده است به اين خاطر اين منطقه به بز ريش معروف بوده است ). 50- تيم جاري ( ضلع جنوبي مدرسه حضرت مريم زمين هاي كشاورزي حاج طاهر درويش ، حاج سيد جلال حسيني و جمال حسيني و ذولفعلي يوسف پور و حاج باقر غلامي و غيره ) بدليل اينكه اين زمينها در قسمت شمالي رودخانه آقا كيله قرار داشت از آب گرفتگي و سيلاب در مواقعي از سال در امان بود لذا اكثر قريب باتفاق كشاورزان منطقه خرابه خزانه برنج خود را در اين نقطه داير مي كردند خزانه را در اصطلاح محلي تيم جار گويند .چون اين مكان تيم جار (خزانه ) خيلي از كشاورزان بود به تيم جاري معروف بوده است. 51- دَ هنِه تِك : ( انتهاي رودخانه ها وصل به دريا ) محلي كه رودها به دريا مي ريزد.مكان اتصال رود به دريا را دهنه گويند . در دهنه ها صيادان با تور ماهيگيري ( ساليك ) منتظر ماهيها از جمله سفيد و كپور هستند و ماهيها را به دام مي اندازند . 52- چاه كله : ( در شهر چاه كله هاي زيادي جهت گرفتن مرغابيهاي دريايي وجود داشت معروفترين آنها : 1-چاه كله ضلع شمالي تعميرگاه مرحوم حاج مصيب كوچكي پور حوالي باغ مرحوم عليخان درويش 2- چاه كله جنب منزل مرحوم فضل ا... بازيار و سيد فتح ا... حسيني و حاج عبدالباقي درويش . 3- چاه كله حوالي ضلع شرقي ميدان الغدير نرسيده به سبزه رودچاه كله حوالي هايگاشن 5- چاه كله حوالي رودخانه بره چاه كله ( آ بگير ) دايره شكلي به شعاع 20 متر كه اطرافش با شمشاد به ارتفاع 3 متر پوشش داده مي شد و عمقآب آن حدودا" 80 سانتي متر بوده است .وسط كله را عرض 5/1 متر با خزه طوري پوشش ميدادند كه از سطح آب 20 سانتي متر بالاتر بيايد . صيادان در چند متري چاه كله روي تپه ها ي شني منزلگاهي را تعبيه ميكردند كه به ( كيمه ) معروف بود و در كنار منزلگاه ( كيمه ) جايي براي اردكهاي محلي كه قبلا" تعليم آوردن مرغابيها را ديده بودند درست ميكردند تحت عنوان ( كِرِس ) .صيادان وقتي از راه دور و بالاي تپه هاي شني متوجه مي شدند كه مرغابيها از دريا بسوي ساحل در حركت هستنداردكها را به هوا پرواز مي دادند . آنگاه پس از آوردن مرغابيها توسط اردكها صيادان آرام بسوي چاه كله مي آمدند صيادان آرام بسوي چاه كله مي آمدند صيادان با سنگ ريزه مرغابيها را از اردكها جدا مي كردند طوري كه اردكها محلي متوجه بودند كه اين سنگ زدنها از سوي صاحبان آنهاست .مرغابيهاي دريايي به روي خزه مي رفتند و اردكها با تعليمي كه قبلا" ديده بودند به گوشه هاي كله ( آبگير ) مي رفتند وقتي كه مرغابيها در روي خزه جمع مي شدند يكي از دو نفر تور صيادي را كه قبلا" تعبيه شده بود با قدرت تمام مي كشيدند و كليه مرغابيها كه در روي خزه بودند در تور گرفتار مي شدند و سپس صيادان مي رفتند و مرغابيها را از زير تور صيادي در مي آوردند اين كار فقط در روز انجام مي شد. 53- كرات كتي : ( انتهاي خيابان فاهنگ 1 و 2 حوالي شهرك نسترن ) پوشش گياهي در اين ناحيه از جنس درختي بود بنام كرات كه تيغ هاي بلند داشت .در جنگلهاي اين منطقه حيواناتي از قبيل پلنگ و يوز پلنگ و شغال و گراز زندگي مي كردند .بطوريكه بدون سلاح سرد و گرم امكان ورود انسان بداخل جنگل خطرناك بود .( كتي در اصطلاح محلي به تپه اطلاق ميشده )« كرات كتي » تپه هايي كه مملو از درختان كرات بوده است . 54- گِل كتي : ( بين مزارع شاليزاري نهر بن و كشتزارهاي تا شكوه سفلي باقي است ) گويند در گذشته هاي دور اين منطقه سلاطين نشين بوده است و بعضي هم گويند محل درست كردن كوزه هاي گلي بوده .گِل كتي در جلوترها حدود 10 هزار متر مربع بوده .شواهد از اين قرار است كه در آنجا دفينه هاي زيادي موجود بوده است .كه بي ارتباط با زندگي انسانها نبوده است .اين مكان امروزه فقط 1500 متر مربع مساحت دارد كه متعلق به فرزندان مرحوم محمد و ملا حسين و درويش راجي ، مرحوم نبي بابايي و مرحوم عزيز حسين زاده ميباشد كه به كشت صيفي جات مي پردازند . 55-سر گوشته : ( انتهاي املاك زراعي لله جارك را سر گوشته مي گفتند . گويند چون ابتداي سرچشمه آب مشروب كردن زمينهاي پايين بود به سر گوشته معروف بود . 65- غلام كيله : ( بين املاك زراعي مرحوم غلام غلامي و مرحوم سيد باقر باقري كه آب آن مزارع چهارشنبه آقا را مشروب ميكرد . 57- لارو كيله : ( ضلع شمالي قبرستان عمومي شهر روبروي منزل مرحوم آمحمد صديقي ) امروزه هيچ اثري از رود و لارو ( آب معدني ) نيست . گويند در اين منطقه چشمه هايي داشت كه آب آن را با ديگ گرم ميكردند .بدليل خاصيت بهداشتي و پاره اي اعتقادات جهت درمان بيماريهاي پوستي و غيره استفاده ميكردند . 58- ليله كلا : : ( حوالي مزارع برنجكاري اصغر آباد و لله جارك ) آخرين نقطه برنجكاري مردم رويان مي باشد در گذشته هر كس در آن مزارع كشاورزي مي كرد به دليل دور بودن از محل سكونت ، رفت و آمد براي آنها مشكل بود . 59- آقا پيش ( آقا پش ) : ( حوالي بقعه باستاني جمشيد كيا سلطان ) بدليل اعتقادات مذهبي امامزاده به آقا شهرت داشت . آقا پيش يعني حوالي مزار آقا ( امامزاده ). 60- انبار سر : ( مكان فعلي مدرسه راهنمايي مدرس ) محلي بود كه كشاورزان پس از تراشيدن برنج و خرمنكوبي ، ماليات ( خراج ) خود را به انبار اداره املاك پهلوي تحويل مي دادند ورسيد دريافت مي كردند . |
|
| تاريخ بروز رساني ( 22 شهريور 1387,ساعت 00:09:57 ) |

| عوارض نوسازي |
| كمسيون ماده 100 |
| مقررات طرح هادی شهر رویان |
| نحوه محاسبه عوارض ساختمانی |
| مناقصات مزایده های شهرداری |
| صندوق پيشنهادات و انتقادات |
| بازديدهاي امروز: | 6 |
| بازديدهاي ديروز: | 18 |
| بازديدهاي اين ماه: | 111 |
| كل بازديدها: | 8229 |
| بازديد از صفحات: | 52799 |