Skip to content

پايگاه اطلاع رساني شهرداري رويان







سال همت مضاعف و کار مضاعف مبارک باد

 

 

 

 

 

 

 

 

 
صفحه اصلي arrow شهر رويان در يك نگاه
شهر رويان در يك نگاه | چاپ |  ايميل
20 شهريور 1387,ساعت 01:02:46

Image 

موقعيت جغرافيايي رويان

رويان در غرب استان مازندران و در كناره درياي خزر واقع شده است بين شهرهاي نور و نوشهر مي باشد .از سمت شرق به شهرستان نور و از غرب به شهرستان نوشهر،از شمال  در مجاورت دريا خزر از جنوب به كوههاي البرز منتهي ميگردد.  فاصله با مركز استان مازندران با شهر ساري حدوداً 118 كيلومتر است. رويان كه از نظر موقعيت رياضي در 36 درجه و 34  دقيقه عرض شمالي و 51 درجه و 57 دقيقه طول شرقي واقع شده است در سال 1385 داراي جمعيت 9200 نفر جمعيت بوده است اين نقطه شهري در حال حاضر در منتهي اليه غرب شهرستان نور و مجاورت شهرستان نوشهر قرار گرفته است .بطوريكه مرز اين دو شهرستان در حال حاضر با فاصله حدوداً 2 كيلومتري از غرب مي گذرد

 


 Image

ناهمواريها

عوارض زمين و ناهمواريها در ارتباط بين يك مكان مركزي مثلاً يك شهر و پسكرانه (حوزه نفوذ )آن مي تواند تعيين كننده باشد . اين عوارض مي تواند اين ارتباط را تشديد يا تضعيف نمايند .چنانچه بعنوان مثال يك رشته كوه يا رودخانه يا درياچه مي تواند در ارتباط بين يك شهر و حوزه نفوذ آن مانعي محسوب شود و برعكس بعضي از عوارض توپوگرافيك ناهمواريها )مثل دشتها و جلگه هاي هموار و مسطح باعث گسترش  حوزه نفوذ شهر در اطراف خود مي گردد بنا براين شناخت و بررسي ناهمواريها يك منطقه ، علاوه بر افزايش و شناخت ما نسبت به آن منطقه از اين بابت كه اين عوارض مي تواند در ساماندهي سياسي مناطق و نواحي (تقسيمات كشوري ) عامل مهمي باشند در مركز توجه هستند چنانچه خط الراس رشته كوهها و نيز رودخانه ها بهمراه عوارض ديگر جغرافيايي معمولاً بعنوان محدوده هاي داخلي كشور در نظر گرفته مي شود و اغلب سعي بر آن است اين تقسيمات با عوارض جغرافياي باشد.ناهمواريهاي منطقه رويان را مي توان در سه بخش بررسي نمود :1-بخش جلگه اي 2-بخش كوهپايه اي 3-بخش كوهستاني
 

بخش كوهستاني

  Image

 

اين بخش از ساحل دريا ،از ارتفاع 27 متر شروع و تا ارتفاع 100 متري گسترش مي يابد .بخش جلگه اي حدوداً 200 كيلومتر مربع وسعت دارد ،كه در مقايسه با مساحت كل منطقه (1991 كيلومتر مربع )12% از كل مساحت ناحيه را در بر ميگيرد .اين بخش از سمت غرب به شرق به تدريج بر پهناي آن افزوده مي گردد.قسمت اعظم زمينهاي جلگه ارتفاعي پايين تر از سطح درياي آزاد داشته و شيبب تمام بخش جلگه اي كمتر از 15%مي باشد از نظر ژمورفولوژيك بخش جلگه اي بدو قسمت تقسيم مي شود :1-نوار ساحلي 2-ناحيه رسوبي سيلابي
 

رسوبي سيلابي كه در نتيجه رسوبات دريايي يا سيلابي رودخانه هاي موجود در ناحيه بوجود آمده است داراي خاكهاي حاصلخيزي بوده و تقريباً تمامي سكونتگاهاي بخش جلگه اي بر روي آن واقع شده اند
بخش كوهپايه اي
در ارتفاع 100 تا 500 متر از سطح درياي آزاد قرار گرفته است وسعت اين بخش حدوداً 190 كيلومتر مربع كل ناحيه اين بخش حد فاصل بين جلگه و كوهستان مي باشد و شامل زمينهائي است كه از تپه هاي متعدد كم ارتفاع تشكيل شده و پوشيده از جنگل مي باشد .به همين دليل هيچ نقطه مسكوني بصورت روستا يا شهر در اين بخش وجود ندارد.منحني ميانگين دما در ناحيه (جلگه اي ) در تير ماه به اوج خود مي رسد و تا مرداد ماه در اوج باقي ميماند بدين ترتيب تير و مرداد گرمترين ماههاي بخش جلگه اي ناحيه به شمار مي آيند .فراز و نشيب منحني دما در دو سوي نقطه اوج كلاً از موزوني نسبي بر خوردار است ليكن سقوط دما از تير ماه به بعد اندكي كندتر از صعود آن در ماههاي قبل است اين بدان معناست كه در فصل گرم كه از خرداد شروع مي شود دما با سرعت بيشتري افزايش يافته و پس از رسيدن به نقطه اوج خود در تير و مرداد بتدريج از اواخر مرداد كاهش مي يابد .بخش جلگه اي ناحيه در چهار ماه از سال با كمبود بارش مواجه است اين چهار ماه عبارتند از فروردين – ارديبهشت – خرداد و تير ،شدت كمبود بارش در تير ماه بيش از ماههاي ديگر مي باشد ولي در فروردين اين كمبود بسيار اندك است .ماههاي شهريور – مهر – آبان – آذر – به دليل افزايش بارندگي سقوط ميانگين دما و كاهش امكان تبخير ، با مازاد بارش مواجه هستند .اين مازاد در مهر ماه بسيار چشمگير است . افزايش ناگهاني بارندگي در اين ماهها امكان بروز سيل را در فصل پاييز نيز بسيار زياد مي نمايد


منابع آب

 Image

     ناحيه رويان به دليل برخورداري از شرايط آب و هوائي مطلوب و بارش كافي از نظر منابع آب نسبتاً غني است حوضه آبخيز ناحيه شامل ناهمواريهاي جنوب آن (رشته كوه البرز)و حوضه آبريز آن ،درياي خزر ميباشد .آبهاي سطحي بعنوان مهمترين منابع آب ناحيه از اهميت فوق العادهاي برخوردارند . آبهاي سطحي ،بويژه  رودخانه مي توان مهمترين تامين كننده آب مورد نياز كشاورزي و كشاورزي بعنوان عمده ترين بخش فعاليت اقتصادي و معاش ساكنين ناحيه براي بحركت در آوردن چرخ اقتصادي ناحيه جايگاه مهمي را دارا مي باشد .بعبارت دقيقتر مي توان گفت :با مختل شدن جريان آب هر رودخانه بهر دليل كه باشد – شاهرگ حياتي زمينهائي كه در مسير بستر آن قرار دارند و كساني كه در ناحيه زندگي ميكنند قطع مي گردد.علاوه بر اين رودخانه ها خود بعنوان يك پديده طبيعي هستند كه مي توانند واحدهاي سياسي داخلي يك كشور را از هم جدا نمايند يعني مي توانند يك عارضه جغرافيايي در سازماندهي تقسيمات كشوري موثر باشد .در ناحيه رويان پنج رودخانه دائمي جريان دارد :رودخانه كجور – رودخانه نمك آبرود – رودخانه كل رود – رودخانه كنس رود –رودخانه گلندرود
رودخانه گلندرود

اين رودخانه از دامنه كوه سياه سنگ (3435 متر )در 37 كيلومتري جنوب رويان ،سرچشمه ميگيرد و در جهت شمال آن جريان مي يابد .در مسير خود از كنار روستاهاي برمك - كپ –كالج- وازك وگلندرود گذشته و در محل روستاي عزت وارد جلگه ميگردد.در اين محل شاخه اي از آن به سمت شرق جريان يافته و پس از دور زدن روستاي كاسگر محله به سوي شمال منحرف ميگردد و پس از عبور از روستاي تاشكوه از ميان شهر رويان گذشته و وارد درياي خزر ميگردد.اين شاخه به رودخانه رويان نيز معروف است .شاخه ديگر رودخانه (شاخه اصلي ) از روستاي عزت به سمت شمال ادامه مسير داده و در محل روستاي وازيوار وارد درياي خزر ميگردد.طول رودخانه گلندرود 54 كيلومتر و وسعت حوضه آبخيز آن حدوداً 330 كيلومتر  مربع مي باشد .آبدهي متوسط آن 99/1 متر مكعب در ثانيه و وزن كل رسوبات آن 28520 تن در سال ميباشد .در  شهر رويان در قسمت شرق آن رودخانه ديگر ي مشابه همين رود به نام رودخانه سبزه رود جريان دارد

وجه تسميه رويان

در مورد وجه تسميه رويان نظرهاي مختلفي وجود دارد :دكتر منوچهر ستوده در مقدمه اي كه بر كتاب رويان تاليف اولياء الله آملي  است ،مي نويسد :اين خاك آباد كهنسال در اوستايشت ،راوي ديتا raoidhita ،به معني كوهي كه رنگ آن به سرخي ميزند  درآورده بندهشن ،روئيشن مند maned roytshn آمده است

در كتاب بندهشن كلمه روئيشنومند (روئيشن مند) به معني دامنه كوهي آورده شده است كه در آن گياهان فراوان مي رويد ساختمان لغوي كلمه هم كه با جزء روين و مند شناخته شده تقارن و تشابه رويان را با روئيشنومند محتمل مي سازد .

روي نون در كلمه رويان پسوند نسبت است و ((روي =رو)) در تلفظ محلي به كلمه ((رود)) بدل ميگردد رويان نيز ان چنان كه  در حدود العالم آمده است در گويش فصيح ((رودان )) است به سبب كثرت رود كه در آن ناحيه جاري است چنانچه در سخن ابن فقيه آمده است :رويان رودها و چشمه سارهاي فراوان دارد و در لهجه مردم آن حدود حرف ((د)) در كلمه ((رود)) در هر تركيبي كه باشد تغييري مي يابد و ((رودخانه ))را در اكثر دهات اين ناحيه ((روخانه )) نامند .

حدود تاريخي رويان

Image 

منطقه رويان قديم بسيار پهناورتر از حدود كنوني آن بوده است .در مورد حدود رويان باستان مي توان گفت :اگر طبرستان قديم را با كشيدن خطي از دريا تا حدود ري در حوالي رود هراز به دو بخش تقسيم كنيم بخش غربي خاك رويان است .

اين منطقه وسيع مشتمل بود بر كوه و دشت شامل شهرهاي ناتل – چالوس –كلار – سعيد آباد-كجه (حاكم نشين رويان =كجور )- شهررويان –گيلان باد – پاي دشت    – بهرامه ده- قراطادان و لاشجرد و به نامهاي روينج و وروذان نيز خوانده مي شده است .

حد نهائي آن كو ههاي سامان غربي از چالوس و كلار آباد و سامان شرقي از ناتل رستاق در شهرستان نور بود .بنابراين خاك رويان از غرب به رودخانه چالوس و كرج رود واز شرق به رودخانه هراز و حدود دماوند و از جنوب كوههاي توچال كه شمال ري قديم است و از شمال به حاشيه دريا محدود مي شد.

تاريخچه تقسيمات كشوري در ناحيه

رويان يكي از هشت بخش طبرستان بود و به اين ترتيب نظر به استقلال رويان قديم است .نظر ديگري نيز در اين زمينه وجود دارد كه معتقد است رويان از روزگار باستاني بخش ديلم بود و هر دو يك بخش را تشكيل مي دادند در المعجم البلدان آمده است كه رويان ولايت مستقلي و يك سلسله جبال و آبرا احاطه كرده است .

بزرگترين شهر رويان باستان بلده كجور يا شهر رويان بود در معجو البلدان آمده است كه در دشت طبرستان بزرگتر از آمل و در كوهستان آن در عظمت و اهميت نظير بلده رويان (كجور) شهر ديگر ي نيست .رويان يك شهر بزرگ و داراي توابع بسيار است و املاك بسيار و باغهاي وسيع و عمارات بلند در اطراف آن بهم پيوسته است در قديم از ممالك مهم محسوب مي شد و در ولايت رويان شهري است كه كجه نام دارد كه محل اقامت والي آن ديار است .

اوايل قرن هفتم هجري لغت كهنسال رويان كم كم رو به فراموشي نهاد و كلمه رستمدار بر اين ناحيه قديمي اطلاق گرديد.بنابراين رويان و رستمدار نام يك سرزمين يا يك بخش جغرافيايي است كه دومي به دنبال اولي به ناحيه اي با اين حدود اطلاق شده است با خلاصه كردن اطلاعات كتاب تاريخ رويان اولياء الله آملي كه در تاريخ 746 ه ق پايان يافت به نتيجه مي رسيم كه حدود خاك رستمدار كاملاً قابل انطباق با حدود خاك رويان است فقط خاك رستمدار در دشت و دشتهاي هموار جلگه تا رودخانه نمك آبرود پيش رفته است در صورتيكه حدود خاك رويان به خاك چالوس ختم مي شد .

خاك رويان در اين دوره به دو بلوك تقسيم بلوك نور در شرق و بلوك كجور در غرب قرار داشت .

و كجور و رستمدار دو شهر قديمي به شمار مي رفتند .اين دو شهر با تمدني درخشان تا سال 857 هجري داراي يك حكمران بودند اما بعد از مرگ كيو مرث پسر بيستون (857-817 )اين دو شهر از هم جدا شدند بخش نور جزء قلمرو ملك كاووس بن كيومرث شد و بخش كجور به قلمرو ملك اسكندر بن كيومرث درآمد .

چنانچه از سفرنامه هاي دكتر ستوده – رابينز مكنزي –   بهلرو ..... مشخص است اين تقسيم بندي در قرن اخير نيز چنان پا برجا بوده است مرز بين اين دو بلوك به احتمال زياد رودخانه رودخانه بره بوده كه اكنون مرز بين شهر رويان و شهر نور ميباشد بوده است .

در زمان كريم خان زند حاكم كجور شخصي بنام مهدي خان بود كه توسط كريم خان به حكومت كجور و كلارستاق رسيده بود .

ملگونف روسي نيز اين منطقه را به بلوكات كجور و نور تقسيم مي كند و در مورد بلوك كجور مي گويد :

اين بلوك را بلوك كوهستان نيز مي گويند شرق آن رود سولده (نور)و در غرب آن رود چالوس است دهات آن پنجك رستاق –زاندر رستاق –كوهپر –لاشك –  شهر كجور-انگاز (انگاس )-فيروز كلا- كران – خيرود كنار – چلندر – نارنج بن – كجرستاق

مكنزي در سال 1885 ميلادي به منطقه سفر كرده است رودخانه رويان (بره )را مرز بين نور و كجور اعلام مي دارد و مي گويد :رودخانه علمرود (رويان ) كه از جنوب به شمال شرقي جريان دارد –  حد حكومت حبيب الله خان (نوه مهدي خان و حاكم نور )و ايالت نور از آنجا شروع مي گردد.

ناصرالدين شاه قاجار نيز كه در سال 1292 هجري قمري به منطقه سفر كرده است رويان كنوني را مرز بين كجور و نور معرفي كرده است و مي نويسد از اعلم ده (شهر رويان كنوني ) كه آخر خاك قشلاقي كجور است گذشته وارد سولده (نور)كه اول خاك قشلاقي نور است شديم .

بهر حالاز مدارك و اسناد تاريخي مشخص است شهررويان كنوني  از زمانهاي بسيار قديم در نقش يك شهر بندري براي منطقه وسيع رويان قديم بود كه در آن زمان بنام الهم خوانده ميشد .اين شهر در زمان قديم مركز بخش قشلاقي بلوك كجور بوده است و اين قدمت مركزيت ناحيه اي اين شهر را مي رساند همچنين آمده است اين شهر را مي توان از روي كتيبه اي در بقعه اي در اين شهر تخمين زده اين بقعه به دستور كيومرث بن ملك بيستون محرم سال 851 قمري ساخته است .

 

تاريخ بروز رساني ( 23 خرداد 1389,ساعت 11:05:10 )
 
Advertisement
10.jpg

آمار سايت

بازديدهاي امروز: 1
بازديدهاي ديروز: 24
بازديدهاي اين ماه: 67
كل بازديدها: 8185
بازديد از صفحات: 52437